تبليغاتX
باغ سوم:چهارباغ

هیچ وقت از اعتمادملی خوشم نمیومد.به نظرم یه روزنامه حزبی بود که صرفا مواضع کروبی رو پوشش می داد.تا وقتی که قوچانی از راه رسید.هنوز هم فکرشو نمی کردم خاطره ی خوش شهروند امروز یک بار دیگه تکرار بشه اما قوچانی همان قوچانی بود و تیم اعتماد ملی همان تیم شهروند.از رضا معطریان عکاس گرفته تا محمد طاهری.و مقاله های گاه و بیگاه عباس عبدی،عماد باقی و حتی رضا امیرخانی.و در این اوضاع بعد از انتخابات این اعتماد ملی قوچانی بود که ایستاد و ابهامات را گفت و خاطره ی خوش شهروند را برایم زنده نگه داشت از معرفی کتاب هایش تا مرور مشروطه و مصاحبه های طلایی به علاوه طنزهای نیش دار بی جواب
اعتماد ملی هم اما رفت.شاید موقت.اما بعید می دانم تحمل شود.نباید تحمل شود.نباید بعضی حرف ها گفته شود.
یه بار با یه دونه بچه ها در مورد توقیف شهروند بحث می کردیم.می گفت هر شماره  شهروند ده پونزده هزار تومن خرج برمی داره اما هزار و پونصد تومن میاد رو دکه.این یعنی این که یه باند قدرت و ثروت پشتش هست و داره جریان سازی می کنه.و جالبه که امروز نشریه ای مثل "پنجره"با همون هزار و پونصد و با همون تعداد صفحات منتشر میشه.نمی دونم چرا پشت شهروند یه باند قدرت و ثروت بود و پشت "پنجره" ی زاکانی یه سری به اصطلاح نخبه

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 26 مرداد1388 ساعت 11:20 بعد از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
تمنای بی قرار نگاهی آشنا

در پس اشک هایی زندانی

با معصومیتی جاودانه

تو را می خواند

به پرواز...

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت 10:8 بعد از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
اوایل سال تحصیلی یکی از بچه های بسیج دانشگاه توی یکی از نشریات مقاله ای نوشته بود درمورد نفوذ جریان مصباح در دانشگاه و اینکه مبلغ هایی که به دانشگاه می یان از موسسه مصباح اند و نهضت نرم افرازی رو هم گرفتند دستشون و...
تا اینکه دم انتخابات یه بحث قلمی پیش اومد بین من و یه دونه بچه های بسیج در مورد دموکراسی و تاکید امام بر دموکراسی و جمهوری.من توی نشریه "سلام"می نوشتم و اون یا اون ها  توی نشریه  
"نهضت نرم افزاری".
تازه اون موقع بود که به نفوذ اندیشه های مصباحی توی دانشگاه پی بردم همه ی استدلال هایی که توی نشریه نهضت به کار می بردن حتی کلماتش عین کلمات مصباح بود.
از طرفی شنیده ها خبر می دن ار پروژه ای به نام "عبور از خط امام" که توسط شاگردان مصباح از جمله احمد رهدار پیگیری میشه تفکراتشون هم جوریه که رفتار امام خمینی رو قبول ندارن و میگن که باید خیلی بیشتر از این ها تندرو بود.شنیده ام توی یه مناظره  توی دانشگاه صنعتی اصفهان تاج زاده به رهدار گفته بود فرق تفکر مصباح با طالبان چیه؟ رهدار گفته بود مصباح کتاب می نویسه اما طالبان کتاب ندارن!
اما اینجا رو داشته باشین و حرف های حجت الاسلام پناهیان رو درمورد  تحمیل هایی که به امام شده بود.استدلال جالبی هم داره که چون امام گفت: "من از اول با انتخاب بنی صدر موافق نبودم" پس بنی صدر را به امام تحمیل کرده اند.تا اونجایی هم که ما یادمونه بنی صدر با انتخابات رئیس جمهور شد.معنیش چی می تونه باشه؟
با اون متن به اصطلاح کیفرخواست نسخه ی اصلاحات رو که پیچیدن.احمدی نژاد چهارسال دیگه رئیس جمهور خواهد بود و توی این چهارسال حامیانش قدرتمندتر خواهند شد.تفکراتشون گسترده تر و عملی تر خواهد شد.باتوجه به نفوذی که توی دانشگاه ها ایجاد کردن نیرو هم خواهند داشت واین چیزیه که به شدت منو می ترسونه...
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت 10:13 بعد از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
حالم از هرچی نماینده این مجلس انتصابیه به هم می خوره.نمی دونم چه فرقی بود بین محسن روح الامین با سهراب اعرابی و ندا و بقیه که حالا یادشون افتاده کمیته تشکیل بدهند.

کاش حداقل از پدر محسن یاد می گرفتند+

ولی خداییش کم چیزی نیست.پسر یه آدم اصول گرا تو اعتراضات کشته شد.یاد فیلم های انقلابی افتادم که بچه های سلطنت طلب ها تو انقلاب زخمی می شدند...

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت 9:41 بعد از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar