هیچ وقت از اعتمادملی خوشم نمیومد.به نظرم یه روزنامه حزبی بود که صرفا مواضع کروبی رو پوشش می داد.تا وقتی که قوچانی از راه رسید.هنوز هم فکرشو نمی کردم خاطره ی خوش شهروند امروز یک بار دیگه تکرار بشه اما قوچانی همان قوچانی بود و تیم اعتماد ملی همان تیم شهروند.از رضا معطریان عکاس گرفته تا محمد طاهری.و مقاله های گاه و بیگاه عباس عبدی،عماد باقی و حتی رضا امیرخانی.و در این اوضاع بعد از انتخابات این اعتماد ملی قوچانی بود که ایستاد و ابهامات را گفت و خاطره ی خوش شهروند را برایم زنده نگه داشت از معرفی کتاب هایش تا مرور مشروطه و مصاحبه های طلایی به علاوه طنزهای نیش دار بی جواب
اعتماد ملی هم اما رفت.شاید موقت.اما بعید می دانم تحمل شود.نباید تحمل شود.نباید بعضی حرف ها گفته شود.
یه بار با یه دونه بچه ها در مورد توقیف شهروند بحث می کردیم.می گفت هر شماره شهروند ده پونزده هزار تومن خرج برمی داره اما هزار و پونصد تومن میاد رو دکه.این یعنی این که یه باند قدرت و ثروت پشتش هست و داره جریان سازی می کنه.و جالبه که امروز نشریه ای مثل "پنجره"با همون هزار و پونصد و با همون تعداد صفحات منتشر میشه.نمی دونم چرا پشت شهروند یه باند قدرت و ثروت بود و پشت "پنجره" ی زاکانی یه سری به اصطلاح نخبه
در پس اشک هایی زندانی
با معصومیتی جاودانه
تو را می خواند
به پرواز...
تا اینکه دم انتخابات یه بحث قلمی پیش اومد بین من و یه دونه بچه های بسیج در مورد دموکراسی و تاکید امام بر دموکراسی و جمهوری.من توی نشریه "سلام"می نوشتم و اون یا اون ها توی نشریه
"نهضت نرم افزاری".
تازه اون موقع بود که به نفوذ اندیشه های مصباحی توی دانشگاه پی بردم همه ی استدلال هایی که توی نشریه نهضت به کار می بردن حتی کلماتش عین کلمات مصباح بود.
از طرفی شنیده ها خبر می دن ار پروژه ای به نام "عبور از خط امام" که توسط شاگردان مصباح از جمله احمد رهدار پیگیری میشه تفکراتشون هم جوریه که رفتار امام خمینی رو قبول ندارن و میگن که باید خیلی بیشتر از این ها تندرو بود.شنیده ام توی یه مناظره توی دانشگاه صنعتی اصفهان تاج زاده به رهدار گفته بود فرق تفکر مصباح با طالبان چیه؟ رهدار گفته بود مصباح کتاب می نویسه اما طالبان کتاب ندارن!
اما اینجا رو داشته باشین و حرف های حجت الاسلام پناهیان رو درمورد تحمیل هایی که به امام شده بود.استدلال جالبی هم داره که چون امام گفت: "من از اول با انتخاب بنی صدر موافق نبودم" پس بنی صدر را به امام تحمیل کرده اند.تا اونجایی هم که ما یادمونه بنی صدر با انتخابات رئیس جمهور شد.معنیش چی می تونه باشه؟
با اون متن به اصطلاح کیفرخواست نسخه ی اصلاحات رو که پیچیدن.احمدی نژاد چهارسال دیگه رئیس جمهور خواهد بود و توی این چهارسال حامیانش قدرتمندتر خواهند شد.تفکراتشون گسترده تر و عملی تر خواهد شد.باتوجه به نفوذی که توی دانشگاه ها ایجاد کردن نیرو هم خواهند داشت واین چیزیه که به شدت منو می ترسونه...
کاش حداقل از پدر محسن یاد می گرفتند+
ولی خداییش کم چیزی نیست.پسر یه آدم اصول گرا تو اعتراضات کشته شد.یاد فیلم های انقلابی افتادم که بچه های سلطنت طلب ها تو انقلاب زخمی می شدند...

