تبليغاتX
باغ سوم:چهارباغ
دیشب با بچه ها بحث می کردیم که بعد انتخابات چی میشه؟

احمدی نژادی که همه را مهره هاشمی می دونه خودش مهره کجا می تونه باشه؟چه کسانی بهش اطلاعات غلط داده بودند که فرق اعتماد با اعتماد ملی رو نمی دونست؟پرونده هایی که هر روز توی رجانیوز از خانواده مهندس موسوی رو میشه و معلوم نیست تا قبل از این ها کجا بودند از کجا می یاد؟

نظرات متفاوتی ارائه شد:

1-احمدی نژاد آدم مصباح است.و تنها فردی که قدرت و ابزار ایستادگی در برابر مصباح رو داره کسی نیست جز هاشمی.پس با کنارزدن هاشمی هم مجمع تشخیص مصلحت بدست می یاد،هم خبرگان.و خبرگان که بدست بیاد....

2-احمدی نژاد آدم هاشمی است.تاکتیک این بود که ابتدا شایعاتی که در مورد هاشمی توی جامعه هست،به طور علنی در تلویزیون گفته بشه و بعد احمدی نژاد جاهای دیگه چندتا سوتی بد بده و بعد توی بوق و کرنا کنند که احمدی نژاد دروغ گو هست.این جوری حرف هایی هم که در مورد هاشمی گفته بود زیرسوال می رفت.

3-شاید هم از یه جای دیگه می خواستند هاشمی رو کنار بزنند.این بود که 4 سال پیش طبق ادعای کروبی در انتخابات تقلب شد تا هاشمی در برابر احمدی نژاد قرار بگیره،با کنار زده شدن هاشمی توسط رای مردم بخش زیادی از مشروعیت و مقبولیت او زیر سوال می رفت.و  چهار سال بعد با رو شدن اقدامات هاشمی در تلویزیون و بعد قرار دادن او در برابر رهبری نظام با کمک مردم و اقدام رهبری، هاشمی برای همیشه کنار میرود.

4-اصلا احمدی نژاد آدم هیچ کس نبود،فقط جرمش این بود که وارد منطقه ممنوعه شد!


من توی این پست هیچ گونه موضعی ندارم.فقط فرضیات توهم توطئه ای که مطرح شد رو گفتم.

نوشته شده توسط محمد در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 0:4 قبل از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
جو گیر شدم.دوباره این جو وبلاگ گرفتم.وقتی وبلاگ وحید و بعد وبلاگ غلام دیدم دیگه نشد جلو خودمو بگیرم.قبل تر تصمیم گرفته بودم توی وردپرس یه وبلاگ بزنم اما خب راه نیومد.شایدم سیستم های دانشگاه راه نیومدن.بعد هم که مجوز نشریه جور شد و فعلا دستمون بند نشریه است.سووشون.

خیلی باهاش حال کرده ام. حالا یه جایی دارم که می تونم همه ی شور ژورنالستیمو توش خالی کنم.جذاب تر از همه نقدهاییه که بچه ها می کنن.هر یه شماره که بدم تا دو روز تو نمازخونه دانشگاه و خوابگاه و این ور و اون ور کارم جواب دادنه.اما حال می ده.بعد این شماره سوم احساس می کنم نشریه داره جاشو بین بچه ها باز می کنه.همون جایگاهی که دلم می خواست.نشریه دانشجویی-جنجالی-منصف-تحلیلی که بشه درست نقدش کرد.

درس های دانشگاه هم که نگم خیلی راحت ترم.نمی دونم کدوم نامردی اومده امتحانا رو گذاشته وسط انتخابات.می ترسم این ترمو سر انتخابات بزارم.فعلا که ریاضی ۲ رو بدجور می ترسم.پنج شنبه هم فیزیک ۲ داریم که چهارشنبه اش خاتمی میره اصفهان و من نیستم

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 17 خرداد1388 ساعت 9:47 بعد از ظهر | لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar