از بچگی توی مجالس عزاداری امام حسین(ع) وقتی می دیدم مداح ها با هزار خواهش و آرزو حسرت می خوردند که کاش ما زمان امام حسین(ع) بودیم و امام را یاری می کردیم،با خودم می گفتم از کجا معلوم که اگر ما هم آن زمان بودیم،جلوی امام حسین(ع) صف نمی گرفتیم؟مگر آن زمان امام را به جرم ارتداد نکشتند؟
برای همین می گویم بزرگ ترین درسی که از عاشورا گرفته ام،آگاهی از شرایط زمانه است.همان چیزی که دکتر شریعتی به آن،"خودآگاهی"می گوید.
عدم تایید ظلم وستم و به طور کلی تایید حق و ایستادگی در برابر باطل اصلی مهم و غیرقابل انکار است.اما گاه فاصله ی حق و باطل چنان نزدیک می نماید که از تار مویی کم تر است.در این شرایط تنها با آگاهی همه جانبه از شرایط است که می توان به تشخیصی درست و صحیح رسید.
و درست در اجتماع امروز خودمان از یکسو سانسور خبری وسیع-مصداق بارز آن همین فیلترینگ گسترده ی سایت ها و وبلاگ ها است- و از دیگرسو پروپاگاندایی که بر رسانه های آن طرفی حاکم است و گاهی رسانه های این طرف را هم دربر می گیرد سختی تشخیص صحیح را آشکار می کند.
......................................
.........................................
به آسمان که نگاه می کنم امید به من می دهد،می دانم خدایی آن جا هست.
